< آرزوهای بزرگ >
آرزو داشت به جای مینی بوس ٬سوار اتوبوس شود
و یا آنکه تلویزیون سیاه و سفیدش ٬ N اینچ باشد
و در گلدانش ٬یک چنار بزرگ باشد
و همیشه دلش می خواست از میوه فروشی هندوانه بخرد
و . . .
اما چون می دانست این آرزوهای بزرگ سد راهش شده اند
تصمیم گرفت آرزو هایش در سطح خودش باشند
پس آرزوهایش را عوض کرد:
آرزو کرد که از این پس سوار تاکسی که از اتوبوس کوچکتر است بشود
و تلویزیون خانه اش به جای آنکه بزرگ باشد رنگی شود
و در گلدانش به جای چنار ٬ بنجامین باشد
و در میوه فروشی هم از این پس گیلاس که کوچکتر است بخرد
و . . . !
آرزو داشت به جای مینی بوس ٬سوار اتوبوس شود
و یا آنکه تلویزیون سیاه و سفیدش ٬ N اینچ باشد
و در گلدانش ٬یک چنار بزرگ باشد
و همیشه دلش می خواست از میوه فروشی هندوانه بخرد
و . . .
اما چون می دانست این آرزوهای بزرگ سد راهش شده اند
تصمیم گرفت آرزو هایش در سطح خودش باشند
پس آرزوهایش را عوض کرد:
آرزو کرد که از این پس سوار تاکسی که از اتوبوس کوچکتر است بشود
و تلویزیون خانه اش به جای آنکه بزرگ باشد رنگی شود
و در گلدانش به جای چنار ٬ بنجامین باشد
و در میوه فروشی هم از این پس گیلاس که کوچکتر است بخرد
و . . . !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر